محمد تقي جعفري

301

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

را مديون جامعه بداند و خود از حقّ و واقع كاملا مطَّلع باشد . براستى آيا امير المؤمنين عليه السّلام با اين جملات با همهء تاريخ بشرى صحبت نمىكند آيا اين اصل كلَّى در همهء جادّه‌ها و طرق اصلى و فرعى تاريخ جريان ندارد 22 ، 27 - إنّ الفتن إذا أقبلت شبّهت ، و إذا أدبرت نبّهت ، ينكرن مقبلات ، و يعرفن مدبرات ، يحمن حوم الرّياح يصبن بلدا و يخطئن بلدا ( بدانيد هنگامى كه فتنه‌ها روى مىآورند مشتبه مىباشند ( عوامل اشتباه ) و وقتى كه روى بر مىگردانند بيدار مىسازند ، در هنگام آمدن مورد انكار و ناشناسند و در موقع برگشت و روى گردان شدن شناخته مىشوند . فتنه‌ها مانند بادها مىگردند - به شهرى مىرسند ( در يك شهر وارد مىشوند و مىوزند و از شهرى بدون اصابت مىگذرند . ) هنگامى كه طلايه‌هاى فتنه نمودار مىگردند امور را مشتبه مىنمايند ، و هنگامى كه رويگردان مىشوند بيدار مىكنند . امير المؤمنين عليه السّلام در اين چند جمله دو اصل بسيار مهمّ و فراگير را در تحرّكات و آشوبهاى فتنه اى گوشزد فرموده است كه با شناخت آن دو اصل مىتوان مقدارى فراوان از معمّاهاى تاريخ را حلّ و فصل نمود . اين دو اصل عبارتند از : 1 - فتنه در هنگام شروع ناشناخته و عامل اشتباه است . 2 - فتنه در هنگام پايان يافتن و رويگردان شدن ، شناخته شده و بيدار - كننده است . اصل اوّل - هر فتنه اى كه با دست بشر و با تفكَّرات او در جامعه بروز مىكند ، هرگز بعنوان فتنه و علائم و مختصّات فتنه كه همه فهم باشد بروز